بیچاره گل فروش سر چهار راه
مدت هاست که برای عاشق شدن
مردم شهر تلاش می کند
نمی داند این مردم خیلی وقت است
عشق را از یاد برده اند
دیروز دیدمش گل هایش را
بر سر قبر رفتگان می گذاشت
و این یعنی "مرگ عاشقانه های شهر "
نمیدونم چرا بی اختیار گریه ام گرفت احساس کردم از مردن, دیگه, مثل سابق نمیترسم, .و این اصلا احساس خوبی نیست .این مدتی که گذشت خیلی فشار روم بود .
و شاید رفتارهایی دارم که بی اختیاره که هر کسی به خودش اجازه میده منو بی شعور و بی منطق خطاب کنه.و این عادلانه نیست.
تا شر شر اشکام سیل نشده و وبلاگم و آب نبرده برم زود تر .
برچسب:
نویسنده: آرتین فدایی